Tonaliteh Logo
درحال‌بارگذاری

دیگر آثار پیتر بروگل مهتر Pieter Bruegel The Elder

همه

اثار دیگر در دسته تابلو نقاشی معروف

همه

موارد پیشنهادی دیگر

همه

تابلو نقاشی برج بابل


تابلو نقاشی «برج بابل» – چاپ تخصصی شاهکار بروگل در سایت تونالیته

برای دوستداران هنر رنسانس و شیفتگان دنیای پیچیده و پرجزئیات پیتر بروگل بزرگ، سایت تونالیته امکان داشتن نسخه‌ای با کیفیت موزه‌ای و کاملاً وفادار به اصل نقاشی «برج بابل» را فراهم کرده است؛ اثری که به‌واسطه‌ی روایت چندلایه و معماری خارق‌العاده‌اش همچنان یکی از ماندگارترین شاهکارهای تاریخ هنر محسوب می‌شود.

در تونالیته، این اثر را روی پارچه کنواس حرفه‌ای چاپ می‌کنیم؛ همان جنسی که نسخه اصلی نقاشی نیز بر پایه آن خلق شده است. استفاده از فایل‌های اوریجینال و رزولوشن‌بالا که مستقیماً از مراکز معتبر هنری و موزه‌ها تهیه شده‌اند، این امکان را می‌دهد که کوچک‌ترین جزئیات سازه‌ی عظیم بابل، فیگورها، و لایه‌های رنگی با دقتی مثال‌زدنی بازآفرینی شوند.

دستگاه فلت‌بد هشت‌رنگ تونالیته نیز با توانایی بازتولید طیف رنگی گسترده و عمق سایه‌ها، چاپی ارائه می‌دهد که به شکل حیرت‌انگیزی به نسخه اصلی نزدیک است؛ تا جایی که بیننده احساس می‌کند روبه‌روی تابلو در یک موزه اروپایی ایستاده است و می‌تواند در پیچ‌وخم جزئیات معماری و زندگی روزمره‌ی ثبت‌شده توسط بروگل غرق شود.

کاربران می‌توانند پس از انتخاب سایز دلخواه، قاب‌های متنوع را به‌صورت آنلاین امتحان کنند و بهترین ترکیب را برای فضای خانه یا محل کار خود برگزینند.

تمام مراحل چاپ به‌صورت تخصصی و با حساسیت هنری انجام می‌شود؛ چرا که اعضای تیم تونالیته، خود هنرمندانی حرفه‌ای هستند و با عشق و دقت تلاش می‌کنند دیوارهای خانه‌های ایرانی را با شاهکارهای تاریخ هنر جهانی زیباتر کنند.

اگر به‌دنبال نسخه‌ای دقیق، با کیفیت موزه‌ای و کاملاً وفادار به اصل نقاشی «برج بابل» هستید، تونالیته تجربه‌ای بی‌بدیل و حرفه‌ای را در اختیار شما قرار می‌دهد.

اگر خواستید، می‌توانم نسخه‌های تبلیغاتی کوتاه‌تر، رسمی‌تر یا شاعرانه‌تر نیز برای این اثر بنویسم.




۱. معرفی هنرمند، اثر و زمینه‌ی تاریخی آن

نقاشی «برج بابل» که موضوع بررسی ماست، یکی از شاخص‌ترین آثار پیتر بروگلِ بزرگ که قاش برجسته هلندی‌–‌فلاندری در دوران رنسانس است. بروگل، که حدود سال ۱۵۲۵ متولد شد، این اثر را در سال ۱۵۶۳ بر روی صفحه‌ای چوبی با ابعاد ۱۱۴ در ۱۵۵ سانتی‌متر خلق کرد؛ ابعادی که تقریباً هم‌قد یک انسان معمولی است و همین اندازه‌ واقعی، مخاطب را دعوت می‌کند تا در جزئیات پیچیده و روایتمند اثر غرق شود.

بروگل در طول فعالیت هنری خود سه بار به موضوع برج بابل پرداخت:

نخست، نسخه‌ای مینیاتوری از جنس عاج که امروز گمشده است؛ سپس نسخه‌ای بزرگ‌تر و شناخته‌شده‌تر که در سال ۱۵۶۳ امضا و تاریخ‌گذاری شد و اکنون در وین نگهداری می‌شود؛ و در نهایت، نسخه‌ای کوچکتر که احتمالاً یک سال پس از نمونه وینی، یعنی در حدود ۱۵۶۴، خلق شد و امروز در موزه بویمانز فان بونینگن روتردام قرار دارد.

جالب آنکه در منابع اشاره می‌شود نسخه وین چهار برابر نسخه روتردام است؛ اما اگر از منظر مقیاس فیگورها به آن‌ها بنگریم، برجِ روتردام از نظر ابعاد سازه‌ای حدود ۲۵۰ درصد بزرگ‌تر دیده می‌شود—نکته‌ای ظریف که تنها با مقایسه دقیق اندازه شخصیت‌ها در هر دو اثر قابل دریافت است.

مانند بسیاری از آثار بروگل، این نقاشی‌ها یادآور روزگاری‌اند که پیش از پیدایش رسانه‌های متحرک، نقاشی‌ها خود نقش سرگرمی، روایت‌گری و جهان‌سازی را بر عهده داشتند. «برج بابل» نیز از همین جنس است: اثری مملو از حکایت‌های کوچک و جزئیاتی بی‌شمار که مخاطب را به تماشایی طولانی و دقیق دعوت می‌کند. ۲. روایت کتاب مقدس و مفهوم اخلاقیِ غرور انسانی

پایه‌ی روایی نقاشی «برج بابل» از داستانی در کتاب پیدایش برگرفته شده است؛ روایتی که پس از سیل بزرگ آغاز می‌شود. در این دوران، بشریت زبانی واحد داشت و در یگانگی زندگی می‌کرد. همین وحدت بود که آنان را به اندیشه ساختن برجی رساند که ارتفاعش تا آسمان بالا رود و به نوعی عرصه را بر خدا تنگ کند—اقدامی که ریشه در غرور و میل انسان به عظمت‌طلبی داشت.

خداوند، طبق روایت، این جاه‌طلبی را برنتافت. اما مجازاتی که برگزید، برخلاف انتظار، نه ویرانگری مستقیم، بلکه مداخله‌ای هوشمندانه بود: آشفتن زبان‌ها. هنگامی که انسان‌ها دیگر توان فهم یکدیگر را نداشتند، پروژه‌ی بزرگشان فروپاشید. همان آشفتگی زبانی بود که شهر را «بابل» نام نهاد و این روایت را به یکی از مشهورترین نمونه‌های «مجازاتِ غرور» در سنت یهودی–مسیحی تبدیل کرد.

در برخی منابع مذهبی و تاریخی، به‌ویژه در نوشته‌های فلاویوس ژوزفوس، این داستان لایه‌ای دیگر می‌یابد: نمرود، شاه نیرومند و نوه‌ی نوح، به عنوان بنیان‌گذار برج معرفی می‌شود؛ حاکمی که به مردم می‌آموخت کامیابی‌شان را از خدا ندانند، بلکه آن را نتیجه‌ی جسارت خود تصور کنند. گزارش ژوزفوس حتی نمرود را کسی می‌داند که از خداوند به‌خاطر سیل بزرگ کینه داشت و ساخت برج را تلاشی برای انتقام و مصون‌ماندن از خشم احتمالی آینده‌ی خداوند تلقی می‌کرد. بدین ترتیب، برج بابل نه فقط نماد غرور، بلکه نماد سرکشی آگاهانه در برابر نظم الهی نیز خوانده می‌شود.


۳. تحلیل جزئیات معماری و سازمان کار در نقاشی

نقاشی بروگل را می‌توان بی‌تردید یکی از دقیق‌ترین بازنمایی‌های معماری و کارگاه‌های ساختمانی در هنر رنسانس دانست؛ اثری که برخی محققان به‌درستی آن را جلوه‌ای از «بروگلِ معمار» نامیده‌اند.

سازه‌ی عظیم برج، چشم را در اولین نگاه مسحور می‌کند. قلعه‌ای که در پس‌زمینه قرار دارد—با آن‌که خود بنایی بزرگ است—در برابر عظمت برج همچون ماکت کوچکی به نظر می‌رسد. برج از سنگ‌های اُکرو‌رنگ ساخته شده و آن‌قدر به آسمان کشیده شده که گویی ابرهای آبی تابستانی را می‌شکافد؛ و همین صعود اغراق‌آمیز، با انحرافی خفیف به سمت چپ، به آن حالتی ناپایدار و تهدیدآمیز می‌دهد.

بررسی ساختار کلی برج نشان می‌دهد بروگل از الگوی کولوسئوم رم الهام گرفته است. او در سفر خود به ایتالیا این سازه‌ی باستانی را از نزدیک دیده بود. انتخاب کولوسئوم—نمادی از شکوه و سپس انحطاط امپراتوری روم—اشاره‌ای استعاری و هوشمندانه است: یادآوریِ سرنوشت محتوم بناهایی که بر بنیانی از غرور جمعی استوار شده‌اند و دیر یا زود فرو خواهند ریخت.

در نسخه‌ی وینی نقاشی، برج با سطح شیب‌دار مارپیچی که به دور آن می‌پیچد، به‌نوعی بر مفهومی از بی‌انتها بودن کار دلالت می‌کند. قوس‌های متعدد به فضاهای تاریک داخلی راه دارند و در طبقات بالا، آجرهای سفالیِ در معرض دید، ناتمامی و آسیب‌پذیری ساختار را آشکار می‌کنند. نکته‌ای بسیار مهم در این نسخه آن است که برج بر فراز صخره‌ای عظیم ساخته شده؛ تکه‌سنگی تراش‌نخورده که در مرکز ترکیب به چشم می‌آید و می‌تواند استعاره‌ای از پروژه‌ای باشد که برخلاف جاه‌طلبیِ سازندگانش، از آغاز بر بستری ناهماهنگ بنا شده است.

بروگل تضادی آگاهانه میان بالا رفتن و فروپاشیدن ایجاد می‌کند: در بخشی از برج داربست‌ها همچنان برپا هستند و کار به‌روشنی ناتمام است؛ اما در بخش‌هایی دیگر ساخت‌وساز کامل شده است. همین همزمانیِ پیشرفت و ویرانی، حسی از بیهودگیِ بنیادین پروژه را منتقل می‌کند.

با این حال، صحنه آکنده از زندگی و تحرک است. بروگل با دقتی مثال‌زدنی ابزارها و روش‌های مهندسی روزگار خود را ثبت کرده است: جرثقیل‌ها، وینچ‌ها، بالابرها و چرخ‌های عظیم انسانی که چند کارگر در آن‌ها قدم می‌زنند تا سنگ‌های سنگین بالا کشیده شود. در طبقات مختلف، کارگرانِ در حال تراشیدن سنگ، جابه‌جایی مصالح، بالا رفتن از داربست‌ها و برپا کردن سازه دیده می‌شوند؛ و این همه در کنار مشاغل دیگری چون نجاران، آجرچین‌ها و قلع‌کاران به شکلی مستند‌گونه به تصویر درآمده است.

مواد اولیه نیز از بندری گسترده در سمت راست نقاشی توسط کشتی‌ها وارد می‌شود؛ گویی شهری کامل در خدمت برجی قرار گرفته که از همان ابتدا محکوم به ناکامی است.

در میانه‌ی این تلاش عظیم، بروگل نشانه‌هایی از زندگی روزمره نیز گنجانده است: خانه‌های کوچک و موقتی که چون قارچ‌هایی بر بدنه‌ی برج روییده‌اند؛ رخت‌هایی که میان قوس‌ها آویخته شده؛ و کودکانی که زیر طاق‌ها گرد آمده‌اند. این جزئیات نه تنها فضای اثر را انسانی‌تر می‌کند، بلکه تناقض جالبی می‌سازد: مردمی که در دلِ برجی زندگی می‌کنند که اساساً قرار است نمادی از غرور جمعی و سقوط قریب‌الوقوع باشد.


۴. مضامین معاصر و نقد سیاسی–اجتماعی

۴.۱. تبدیل روایت مذهبی به بیانیه‌ای رنسانسی

اگرچه ریشه‌ی روایت برج بابل در متون مقدس قرار دارد، بروگل آن را از محدوده‌ی یک حکایت دینی فراتر می‌برد و در بستر جامعه‌ی در حال تغییر رنسانس بازآفرینی می‌کند. در دوره‌ای که ساخت‌وسازهای عظیم، رشد اقتصادی و جهش‌های فکری نشانه‌ی زمانه بود، نقاشی او به بیان‌نامه‌ای درباره‌ی غرور انسانی و پیامدهای موفقیت بی‌مهار تبدیل می‌شود.

در آنتورپِ ثروتمند و پرتکاپو، بروگل شاهد جاه‌طلبی بی‌سابقه انسان رنسانسی بود—انسانی که گمان می‌برد می‌تواند هر محدودیتی را درنوردد. «برج بابل» در چنین فضایی همچون هشداری مطرح می‌شود: هر بنایی که بر پایه‌ی فروتنی و خرد استوار نباشد، در برابر قوانین بزرگ‌تر جهان فروخواهد ریخت. این هشدار در دوران معاصر نیز زنده است: از هراس فناوری‌های خارج از کنترل گرفته تا روایت‌های علمی–تخیلی درباره «مخلوقات بیش از حد قدرتمند».


۴.۲. بابلِ بروگل؛ بازتاب مستقیم آنتورپ

بروگل با قرار دادن برج بابل در قالب معماری و فضای یک شهر اروپایی، نه خاورمیانه باستان، احتمالاً پیوندی مستقیم میان بابل و آنتورپ برقرار می‌کند: شهری ثروتمند و جهانی، آکنده از بازرگانان خارجی، زبان‌های مختلف و جمعیتی متنوع.

این تنوع اگرچه نشانه‌ای از شکوفایی بود، اما می‌توانست همان آشفتگی بالقوه‌ای را رقم بزند که در روایت بابل به شکل مجازات الهی نمود یافته بود. چنین نگرانی‌هایی در زمانه‌ی بروگل محسوس بود؛ چنان‌که دوک آلبا در سال ۱۵۶۸ آنتورپ را «بابل، ظرف تمام فرقه‌ها و آشفتگی‌ها» نامید.


۴.۳. نمرود، فیلیپ دوم و نقد پنهان قدرت

در گوشه‌ی پایین سمت چپ نقاشی، نمرود—شاهی باشکوه در میان درباریان و کارگرانی که در برابر او تعظیم می‌کنند—به عنوان مهم‌ترین عنصر سیاسی اثر ظاهر می‌شود. این صحنه طنزی تلخ در دل خود دارد؛ بیننده می‌داند که برج عظیمی که نمرود به آن امید جاودانگی بسته، همین حالا نیز نشانه‌های فروپاشی را بروز می‌دهد، اما شاه و اطرافیانش غرق در تشریفات‌اند و واقعیت را نمی‌بینند.

برخی مفسران، نمرودِ بروگل را استعاره‌ای برای فیلیپ دوم، پادشاه کاتولیک اسپانیا می‌دانند؛ فرمان‌روایی که می‌کوشید زبان و آیین اسپانیایی–کاتولیک را بر سرزمین‌های تحت سلطه تحمیل کند. همان‌گونه که جاه‌طلبی نمرود محکوم به سقوط است، بروگل به شکلی نمادین نشان می‌دهد جاه‌طلبی سیاسی فیلیپ نیز از ثباتی حقیقی برخوردار نیست.

جالب آن‌که در نسخه‌ی روتردام، این صحنه سیاسی کاملاً حذف شده است؛ شاید اشاره‌ای ظریف به اینکه جامعه تنها زمانی به شکوفایی حقیقی می‌رسد که خواست جمع بر اراده فرد قدرتمند غلبه یابد. افزون بر این، چهره‌ی دهقانی که با رفتاری جسورانه و طنزآلود بی‌اعتنایی‌اش را نسبت به شاه نشان می‌دهد، نگاه انتقادی بروگل به قدرت‌طلبی را به صراحت بیشتری می‌رساند.


۵. فروپاشی ساختاری در برابر مداخله‌ی الهی

یکی از نکات بحث‌برانگیز در تفسیر نقاشی این است که شکست برج بابل در آن، نتیجه‌ی مداخله‌ی الهی است یا محصول اشتباهات مهندسی و محدودیت‌های انسانی. بروگل به‌گونه‌ای هوشمندانه هر دو احتمال را در ساختار اثر جا داده است.

از یک سو، نشانه‌های شکست ساختاری در سراسر برج دیده می‌شود:

  1. انحراف اندک برج به چپ، که نااستواری آن را یادآوری می‌کند.
  2. ناهماهنگی میان سطوح شیب‌دار مارپیچی و قوس‌هایی که در زاویه‌ای نامعمول قرار گرفته‌اند.
  3. صخره‌ی عظیمی که در مرکز نقاشی به شکل تراش‌نخورده باقی مانده و گویی سازه بر بستری ناسازگار بنا شده است.
  4. سنگ‌های لق و داربست‌های نمایان در پایین برج که نشان‌دهنده‌ی آغاز فرسایش است.

این‌ها همه نشان می‌دهد که ساختار، حتی پیش از آنکه خدا زبان‌ها را مغشوش کند، به‌خودیِ‌خود محکوم به فروپاشی بوده است.

اما از سوی دیگر، بازنمایی دقیق و واقعی ماشین‌آلات و مهارت کارگران—از جرثقیل‌ها تا چرخ‌های انسانی—می‌تواند به معنای آن باشد که بروگل سعی نداشته خطاهای فنی را محکوم کند، بلکه می‌خواسته تنوع روش‌ها و توانایی ساخت‌وساز انسان را نشان دهد. همین دوگانگی، سبب شده که مفسران نظرات متفاوتی ارائه کنند: برخی معتقدند کار از حرکت ایستاده، برخی دیگر آن را معماری غیرواقع‌گرایانه و آشفته می‌دانند؛ و گروهی نیز آن را نمایش گسترده‌ی امکانات مهندسی بدون داوری قاطع برمی‌شمارند.


۶. تجربه‌ی بصری و جذابیت هنری

فارغ از معناهای اخلاقی و سیاسی، «برج بابل» یکی از فریبنده‌ترین و غوطه‌ورکننده‌ترین آثار بروگل است. نقاشی به واسطه‌ی انبوه جزئیات، صدها شخصیت ریزاندام، و لایه‌های متعدد روایی، نگاه بیننده را می‌رباید و او را به کندوکاو در تک‌تک عناصر دعوت می‌کند. این ویژگی همان احساسی را پدید می‌آورد که امروزه آن را «سُندر» می‌نامیم: لحظه‌ای که در آن درمی‌یابیم هر یک از این فیگورهای کوچک، جهانی کامل از تجربه و زندگی را در خود دارد.

برج، با آن طاق‌ها و دهانه‌ها و راهروهای بی‌پایان، چنان اغواگر است که مخاطب میل می‌کند وارد آن شود و در عمقش کنجکاوی کند. با این حال، این جذابیت نمایی از یک دام بصری است. بروگل ما را مسحور شکوه فریبنده‌ی بنا می‌کند اما هم‌زمان هشدار می‌دهد که این فریبندگی، راهی به خطا است؛ گویی با زبانی بی‌صدا می‌گوید: «به عظمت ظاهری دل مبند.»

همین کشمکش میان زیبایی خیره‌کننده و هشدار اخلاقی است که نقاشی «برج بابل» را—حتی پس از گذشت قرن‌ها—برای مخاطب معاصر همچنان امکان‌ناپذیر برای نادیده‌گرفتن و رها کردن می‌سازد.


۷. نتیجه‌گیری و ابهام تعمدی

نقاشی «برج بابل» اثر پیتر بروگل بزرگ ـ نسخه‌ی وین، ۱۵۶۳ ـ یکی از همان دست آثاری است که نشان می‌دهد هنرِ پیشامدرن چگونه می‌توانست در عین حال سرگرم‌کننده، الهام‌بخش و هشداردهنده باشد. این تابلو، به‌جای ارائه تفسیری تک‌بعدی، جهان چندلایه‌ای پیش روی ما می‌گشاید؛ جهانی که هر نگاه تازه به آن می‌تواند دریچه‌ای متفاوت بگشاید.

روایت کتاب مقدس که معمولاً ذیل عنوان «گم‌شده در ترجمه» به آن اشاره می‌شود، شکست پروژه‌ی برج را نتیجه‌ی ناتوانی انسان در برقراری ارتباط می‌داند؛ کثرت زبان‌ها کار را به جایی می‌رساند که ساختِ برج عملاً ناممکن می‌شود. به یک معنا، برج بابل حقیقتاً «در ترجمه گم می‌شود». اما ورود به نقاشی بروگل ما را نیز وارد نوعی فرآیند ترجمه می‌کند. ما باید نشانه‌ها را بخوانیم، لایه‌ها را کنار بزنیم و تردید کنیم: آیا بروگل تنها روایت تصویری کتاب مقدس را بازآفرینی کرده است؟ یا قصد داشته پیام گسترده‌تری درباره‌ی دوران خود ارائه دهد؟ یا شاید این اثر آمیزه‌ای از هر دو باشد؟

برخی پژوهش‌ها بر این باورند که بروگل به‌طور عمدی زبان اثر را مبهم ساخته است. در روزگاری که ابراز آشکار دیدگاه‌های سیاسی یا مذهبی ـ به‌ویژه زیر سلطه‌ی فیلیپ دوم ـ مخاطره‌آمیز بود، هنرمند پیام‌های احتمالی خود را در دل جزئیات پنهان کرد و تفسیرشان را به بینندگان سپرد. آنچه او می‌گوید آشکارا بیان نمی‌شود؛ بلکه در زیرپوست تصویر جریان دارد.

در نهایت، این نقاشی همچون یک استدلال بصری با پایانی گشوده عمل می‌کند. بروگل با ترسیم نمادی از غرور و ناپایداری انسان ـ چه در چهره‌ی نمرودِ افسانه‌ای، چه در سایه‌ی فیلیپ دوم، و چه در قالب معماری‌های جاه‌طلبانه‌ی رنسانس ـ شهروندان آنتورپ را به تأملی جدی فرا می‌خواند: تأمل درباره‌ی خطرات سوءتفاهم، ناهماهنگی و شتاب‌زدگی در عصری که توسعه‌ی سریع و تنوع اجتماعی، می‌تواند به‌جای پیشرفت، آشفتگی بابلی را بازتولید کند. این نقاشی دعوتی است به سنجیدگی؛ هشداری در باب ضرورت چسب‌های نامرئی انسجام اجتماعی.


استعارهٔ پایانی

برای فهم این اثر، می‌توان برج بابل بروگل را همچون یک کیک عروسی عظیم و وسوسه‌انگیز تصور کرد؛ کیکی که همه آرزو دارند آن را بسازند و در لابه‌لای طبقاتش زندگی کنند. اما درست همان زمان که کارگران با دقت مشغول آذین‌بندی آن هستند، پایه‌های ساختار به‌تدریج فرو می‌پاشد و طعم تلخ غرور و خودبزرگ‌بینی، این جشن باشکوه را به سرنوشتی مرگبار سوق می‌دهد. این کیک، در ظاهر نوید شکوه می‌دهد، اما در باطن، هشداری است درباره‌ی بیهودگیِ میل انسان به دست‌یازی به ارتفاعاتی که برای او ممنوع شده‌اند.



The Tower of Babel

نام اثر:

تابلو نقاشی برج بابل

نام هنرمند:

پیتر بروگل مهتر

سال تولید:

1563

ارتفاع واقعی:

114

عرض واقعی:

155

سبک‌ها و جنبش‌ها :

رنسانس متعالی / High Renaissance

نظر کاربران

دیدگاهی ثبت نشده‌است.

دیدگاهتان را با ما به اشتراک بگذارید

FAQ image

سوالات پرتکرار

اگر اثر نقاشی یا عکاسی رو در سایت پیدا نکردم میتونم سفارش بدم؟
آره با کمال میل، شما میتونین با پشتیبانی تونالیته ارتباط بگیرین و فایل اثر رو ارسال کنید. مهم نیست که فایلتون کم حجم باشه.
از چه طریقی می‌توانم وضعیت سفارشاتم را پیگیری کنم؟
با مراجعه به پنل کاربریتون اینکه سفارشتون در چه مرحله‌ای هست رو میتونین ببینین.
چطور از کیفیت کار نهایی مطمئن بشیم؟
ما با دستگاه چاپ پیشرفته کار میکنیم ولی همه‌ی تابلوها به صورت دستی اصلاح رنگ میشن و مطمئنا خودمون نهایت سختگیری رو قبل از ارسال میکنیم ولی اگر ناراضی بودین لطفا به پشتیبانی اعلام کنین که یا هزینه رو خدمتتون بازگشت بدیم یا اینکه مجددا براتون آماده و ارسال کنیم.
میتونم ازتون برای انتخاب اثر یا نحوه کارکردن با سایت مشورت بگیرم؟
با کمال میل کاشناسان تونالیته منتظر تماس شما هستند. برای کار کردن با سایت هم میتونین ویدئو زیر رو ببینین
برای خارج از کشور ارسال دارین؟
آره میتونیم براتون ارسال کنیم. لطفا به پشتیبانی اعلام کنید.
سوالی دارید؟

هنوز شک دارید که کدوم اثر هنری رو انتخاب کنید؟ نیاز به مشاوره در مورد جنس تابلو‌ها یا ثبت سفارش دارید؟

کارشناسان "تونالیته" خوشحال می‌شوند به شما کمک کنند

تلفن:

ایمیل:

سفارش سریع